روشا یدونهروشا یدونه، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 20 روز سن داره

روشا هديه ای از سوی خدا

یدونه باهوش من

سلام به شکلات شیرین مامان که روز به روز با بزرگ شدنش سختی هاشم داره بزرگ میشه و شیطونی هاش دیگه مجالی برای عکس گرفتن و ثبت اونها توی دنیای مجازیش نمیده . میدونم بخش مهمی از شخصیت تو به نام ( من) با ( خودم خودم) گفتنهات داره شکل میگیره میدونم كه هيجان حركت داري و داري اوج جنب‌وجوش زيباي كودكانه‌ را سپري مي‌كني .میدونم كه در برابر رفتارهات بايد انعطاف بيشتري به خرج بدم.میدونم كه همه جاي دنيا همه 2 ساله‌ها مثل تو هستند.اما كاش بدونم با كساني كه نمیدونن چه بايد بكنم؟؟؟این روزها سختی هات و شیطونی هات تواٌمان شده با شیرین کاریهات و این  کمی صبرم رو زیاد میکنه  تا دو تایی با هم از این روزها لذت ببریم. ای...
27 آبان 1392

محرم 92 و دومین نذری دخترم

امسال هم  شب تاسوعا نذر  یدونمون رو اداء کردیم. از صبح عمه مینا برای کمک اومد خونمون و نگار هم برای سرگرم کردن شما ، بعد از اون هم زن دایی مامانی اومد .  امسال خیلی خیلی خانوم تر شده بودی و راحت تر از پارسال تونستیم کارمون رو انجام بدیم. ...
25 آبان 1392

به مناسبت 22 ماهگی عزیزتراز جون

فرشته کوچولوی مامان،٢٢ ماهگیت مبارک. پنجشنبه ٩ آبان برای اولین بار بردیمت خانه سلامت تا معاینه چشم برای سن ١ تا ٦ سال بشی خدا روشکر مشکلی نداشتی خیلی نگران بودم مخصوصا بچه ای که قبل از ما رفته بود چشماش مشکل داشت این خیلی نگرانم کرد ولی خدا روشکر خوب بودی و قرار شد هر ٦ ماه یکبار بریم. هرروزبه عشق دیدن توآغازمیشودوشنیدن صدای مهربانت که آرامش قلبم راتضمین میکند هر کجا برگی هست شور من می شکفد مثل یک گلدان می دهم گوش به موسیقی روییدن   این سنجاق روی سرت رو هم خودم درست کردم. این تل روی سرت با گل روش رو هم خودم برات درست کردم هفته پیش که دوباره دوتای...
14 آبان 1392

اولین جهیزیه یدونه

این اولین بار بود که به جای عروسک برات ظرف میخریدم . انقدر میری از داخل کابینت ظرف میاری و بعدش هم میگی توش آب بریز و کلی مشغول میشی از این کاسه آب میریزی توی اون کاسه یا با قاشق آب میخوری که گفتم برم برات ظرفهای خوشگل اسباب بازی بخرم ولی چیز خوشگلی ندیدم . چند روز پیش که رفتیم امام زاده سر خاک مامان جون از بساطی های دم درش اینا رو دیدم و گفتم فعلا برات بخرم، دخترم بی جهیزیه نباشه بعدش دوباره چیزی دیدم میخرم . تا اومدیم خونه بازش کردم و کلی با نی نی ها خاله بازی کردین. یادش بخیر منم بچه بودم بیشتر از عروسک همه جوره ظرف داشتم از اینها هم داشتم. نی نی ها ردیف بشینن مامان روشا براشون منا منا درست کنه. نی نی پاستیل م...
13 آبان 1392

هفته 4از ماه 20 ماهگی

اجازه ندهید که رفتار غیر قابل پیش بینی کودک نو پا شما را از لذت بردن گاه به گاه غذا در رستوران باز دارد . خوتان را درمان کنید . در هر مکان با مداد رنگی و چند اسباب بازی کوچک و تنقلاتی مانند کراکر ، تکه های پنیر؛ برش های میوه کودک خود را مشغول سازید . به رستوران های خانواده پسند بروید . این انحرافات به شما زمان کافی برای لذت بردن از وعده غذایی و خرید میدهد. ...
11 آبان 1392

مروارید 17

عروسک کوچولو، دندون هفدهم رو هم از پایین سمت چپ در اواخر ٢١ ماهگی در اوردی. مبارکت باشه عزیزم امیدوارم همه ١٧ تا دندونت همیشه سفید و سالم توی صدف خوشگلت بدرخشن. ...
11 آبان 1392

کودکان پروانه ایی

Epidermolysis Bullosa امروز همایش کودکان پروانه ایی ( کودکان مبتلا به بیماری eb) در سالن همایش های صدا و سیما بود . این موسسه از سال 89 تاسیس شد و عمه مینا از چند وقت بعد از طریق یکی از دوستانش که  دخترش مبتلا به eb هست  با این موسسه آشنا و به صورت خیریه چند روزی در هفته  در اونجا کار میکنه . به دعوت عمه مینا ،من و عمه حمیده هم رفتیم همایش.  شما رو نبردم خودم هم  زیاد دوست نداشتم برم چون دیدن بچه ها با چهره معصوم و زخم های بد جور روی دست و صورتشون و پدر و مادرهایی که  چهره غم زدشون نشون از رنج هایی بوده که برای نگهداری بچه های مریضشون کشیدن تاثیر بدی توی روحیم میزاره و به سختی میتونم این صحنه...
10 آبان 1392