آموخته های روشا
این روزها خیلی کارهای عجیب میکنی که اصلا باورم نمیشه هیچ بچه ایی تو سن تو از این کارها کرده باشه البته بعضی از کارهات رو هم بچه های دیگه تو. این سن میکنن و چیز عجیبی نیست ولی خیلی برامون شیرینه و کلی با انجام دادنش ذوق میکنیم
1) دیروز شلوارت روی تخت مامان و بابا توی اتاق خواب بود و من تنبلیم میومد برم بیارم و بهت با اشاره گفتم شلوار چیه و گفتم روشا برو شلوارت که توی اتاق خوابه روی تخت که میخوابیم و (شکل خوابیدن رو دراوردم ) بیار و فکر نمیکردم متوجه شده باشی چی میگم ولی دقیقا رفتی توی اتاق خواب و شلوارت رو از روی تخت اوردی دادی بهم چیزهای دیگه هم روی تخت بود ولی تو فقط شلوار رو اوردی
ومن اینجوری شدم
2) ایام عیدی تو ماشین از بس ما جلو نشستیم و مهمونامون پشت و شما دالی بازی کردی کاملا دالی گفتن رو یاد گرفتی ولی با لهجه غلیظ انگلیسی میگی دالّی
3) کلمه دَدَ رو خوب میگی البته هر موقع که میلت بکشه ومنظورت در درِ
4) هر چیز رو که میخواهی خیلی واضح میگی اینو و بعضی وقتهای میگی اونو
5) وقتی تلفن رو بر میداری خیلی ناز میگی الّو ، روی همه لام ها تشدید میزاری و میگی
6) توی 13 به دری هم سر سفره صبحانه وقتی داشتی همه چیز رو به هم میریختی بابایی گفت روشا چی میخوای؟ گفتی چایی و یکبار هم اسم عمو داوود رو گفتی آبوود و اسم عمه مینا رو هم پشت سر هم میگی مینا مینا مینا


آموخته های روشا
