روشا یدونهروشا یدونه، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره

روشا هديه ای از سوی خدا

به مناسبت 555 روزگی عروسکم

  ٥٥٥روز است که تو آمدی و به یمن آمدنت من مادر نامیده شدم ،برای تو می نویسم روشای عزیزم ، مادرانه می نویسم که بدانی چگونه می پرستمت و چگونه دوستت دارم باغهای نیشابوررادرگلدانی می گذارم وبرایت می آورم. اقیانوس اطلس رادر تنگی بلورین می ریزم وتقدیمت میکنم,ستاره ها رایکی یکی می چینم وروی پیراهنی سبز گلدوزی میکنم,پیراهنی که برازنده ی تو باشد. شاد باش نه یک روز بلکه هزاران سال بگذار آوازه شاد بودنت چنان در شهر بپیچد که رو سیاه شوند آنانکه بر سر غمگین کردنت شرط بسته ان   برایت آرزو دارم ،که نور نازک قلبت به تاریکی نیامیزد که چشمانت ...
20 مرداد 1392

هفته اول از ماه 18

امروز ایمیل هفته اول از ماه ١٨ رو از بی بی سنتر دریافت کردم و خوشحال شدم که مهر تاییدی بود  رو ی  حرفهای بقیه دکترها ، که بچه ها از ٢٤ ماهگی به بعد قدرت و توانایی نگهداری دستشویی را پیدا میکنن و تا ٣٥ ماهگی برای دخترها اگر توانایی کنترل ادرار و مدفوع خودشون رو نداشته باشن امریست طبیعی و بعد از اون باید به فکر علتش بود و اینکه به این کار نباید خیلی اصرار کرد اگر بچه مقاومت کرد این قضیه رو به چند ماه بعد موکول کنیم . حالا من ٢ هفته ایی هم این کار رو انجام میدم اگر نشد میزارم برای بعد از عید که ٢٦ ماهت میشه و هوا هم خوبه. ممکن است کودک نو پا   علاقه به توالت اطراف ،   اگر او دارای یک خواهر ...
16 مرداد 1392

یدونه یک و نیم ساله شد

وای که باورم نمیشه روزشمار بالای وبلاگت داره 18 ماهگیت رو نشون میده هنوز برام همون قدر فسقلی هستی و کوچیک که 14 بهمن 90 بودی  و الان به این حرف میرسم که همیشه میگن بچه ها 100 سالشون هم که بشه باز برای پدر و مادرشون بچن .  با پایان 18 ماهگی دخترم وارد مرحله جدید و دشواری از زندگیش میشه که اونم...   مامان بدو جیش دارم                   فوری خیلی کارم لگن بیار زود برام                      تا خیس نشه شلوارم ا...
14 مرداد 1392

دخترم مامان شده

سلام به مامان کوچولوی خودم که امروز کلی برای عروسکش مادری کرده بوسه های مادرانه آغوشهای مادرانه لالایی های مادرانه تذکر های مادرانه عروسکت رو گذاشته بودی توی کریرش و همش تکون میدادی میگفتی لالا لا لا و خودت هم با کریرش اینور و اونور میشدی عشق می بارد ... اشک نیز هم ... کودکی از نیستی به هستی میرسد                   ... و بانویی از زن بودن به مادر شدن ... و امید دوباره پروردگار به رویش عشقی دوباره ... به چشاندن شهدی شیرین ب...
12 مرداد 1392

یک روز آموزش با روشا

روشای عزیزم این روزها بیشتر از اینکه من اصرار به دادن آموزش به شما بکنم خودت تمایل داری و دائم فلش کارت ها  یا مکعب ها  یا  اسباب بازی های آموزشی و کتاب های آموزشی که چه قبل از به دنیا اومدنت خریدم و چه بعد از اون رو میاری و میگی که بخونم و یا باهات کار کنم . موقعی که تو دل مامانی بودی و من کلاسهای مراقبت های بارداری خانم دکتر روستا رو میرفتم توی کلاس بهمون گفته بودن سعی کنید توی اتاق بچه ها از همه رنگ استفاده کنید و نگید که دهاتی میشه یا زشت میشه و از همه حیوونها براشون اسباب بازی بخرید و هیچ موقع براشون رباط یا آدم آهنی نخرید که بچه ها منفعل و تنبل میشن و همیشه سعی کنید لگو یا بازی های ساختنی بخرید و سعی کنید برید توی ...
10 مرداد 1392

بازم ددر با عمه

دیشب عمه حمیده با بابا هماهنگ کرد که امروز بیاد دنبالت ببرت بیرون  ولی بابا گفت  روزه هستی اذیت میشی  ، چون دل عمه خیلی برات تنگ شده بود اومد خونمون و با خودش بردتت خونشون . منم از فرصت استفاده کردم  کلی کار عقب افتاده داشتم انجام دادم و بعدش زنگ زدم به دوستهام الان حرف نزن کی حرف بزن  عروسکم داره خودش کفش میپوشه که بره ددر دخترم تلاش میکنه مثل ما کفش بپوشه بوس بده به مامان فدای اون بوس فرستادنت که مثل خودت شیرینه و طعم عسل میده   ...
10 مرداد 1392

هفته 3 از ماه 17

کودک نو پا ممکن است با یک زبان خاص خود صحبت کند و به نظر می رسد شما برای درک او نیاز به یک مترجم دارید. زمانی که شما واقعا نمی توانید کشف آنچه که او میگوید را داشته باشید ، سعی کنیدیک حدس بزنید و به او بگویید بزار حدس بزنم چی میگی به جای اینکه بگویید : " من نمی توانم شما را درک کنم ." این فقط باعث می شود او احساس نا امیدی بکند . ...
7 مرداد 1392