روشا یدونهروشا یدونه، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 19 روز سن داره

روشا هديه ای از سوی خدا

ساخت کلیپ با صدای نی نی ها

مامانی امروز تو نی نی وبلاگ یه کار جدید میخوان بکنند اینکه صدای نی نی ها رو با عکساشون کلیپ کنند  میخواستم هم از این طریق به دوستات که وبلاگتو میبینند اطلاع بدم که اگر دوست داشتند انجام بدن هم اینکه بگم چه کار جالبی ولی وقتی روشا خانومی بابای مهندس با سلیقه داره که کلی از این کارای جالب بلده چرا بدیم نی نی وبلاگ بکنه خودمون درست میکنیم (البته  یه دلیل دیگش که نوشتم این بود  بابایی ببینه تحریک بشه زودتر برامون درست بکنه) مرسی بابایی ...
21 مرداد 1391

اندر احوالات روشا در شش ماه اولیه زندگی

روشا جونم اصلا باور نمیشه ٦ ماه از بودنت در کنارمون میگذره و ٦ ماهه که داریم از با توبودن لذت میبریم انقدر این مدت زود گذشت که فکر میکنم همین دیروز بود که در تدارک رفتن به بیمارستان و آماده شدن برای گذاشتن قدم های کوچولوت به خونمون بودیم حالا میخوام خاطرات این ٦ ماه رو هم برای تو به یادگار ،و هم برای خودم برای یاد آور خاطرات شیرینت بنویسم شش ماهگیت مبارک عشقم مسافرت ها و گردشها :   ماه سوم : پارک نهج البلاغه تو پونک ماه چهارم : باغ عمو علی تو کرج ماه پنجم : قزوین ماه ششم : پارک گفتگو (گیشا)– پارک آبشار(همت) تولد ها و عروسی هاو مناسبتها: ماه دوم : تولد مامانی 18 اسفند90 ...
21 مرداد 1391

چهارمین غذای کمکی روشا جونم- سوپ مرغ

عزیز مامان امروزم برات سوپ مرغ درست کردم که توش (سینه مرغ+هویج+سیب زمینی+روغن زیتون+پیاز+لیموترش+رشته فرنگی)ریختم سعی میکنم هر روز برات غذای متنوع درست کنم و پر خاصیت و برات بنویسم که چی درست کردم و توش چی ریختم که بزرگ شدی و مامانی شدی برای نی نیت درست کنی و ببینی مامانی خودت چه قدر به سلامتیت اهمیت میده  . ان شا الله که بخوری کپل بشی مثل همیشه نووووووووووووووووووووش جوووووووووووووووووووووووووووووونت عشق مامان ...
18 مرداد 1391

سومین غذای کمکی روشا - سوپ گوشت

روشا جونم امروز برات سوپ درست کردم که توش کمی سیب زمینی + هویج+گوشت قرمز+روغن زیتون+پیاز+لیموترش+نمک گشنیز و جعفری ریختم و خوب گذاشتم پخت ولی چند تا قاشق بیشتر نخوردی و کلی ازش موند دوباره بعدالظهر بهت میدم ببینم میخوری یا نه خدا کنه نخوردنت به خاطر این باشه که سیر شده باشی نه به خاطر اینکه غذا دوست نداری چون خدابه داده من برسه که چه جوری میخوام از این به بعد بهت غذا بدم. نوووووووووووووش جوووووووووووووووووونت گل من ...
17 مرداد 1391

دومین غذای کمکی روشا -فرنی

مامانی امروزم برات فرنی درست کردم و ظاهراً‌که دوست داشتی و همشو خوردی ولی بازم با دست و پا خیلی در فرنی دادن همکاری کردی . قربونت برم که هر چی که بخوری بازم مزه انگشت یه چیزه دیگست نوووووووووووووووش جووووووووووووووووونت هزار ماشا الله حالا دیگه قوی قوی شدی ...
16 مرداد 1391

اولین غذای کمکی روشا گل گلی- حریره بادام

روشا هم به جمع غذا خورها پیوست   امروز اولین غذای کمکیتو شروع کردم حریره بادام که تقریبا نصف روزم رو پر کرد تا آماده  شد . به محض اینکه آماده شد شما لالا کردی دوباره گذاشتمش یخچال تا بیدار شدی برات گرمش کردم ولی چه داستانی داشتیم با خوردن شما قاشقو میگرفتی دستتو میکردی تو کاسه پیشبندتو میکشیدی تا چند ثانیه هم طول میکشید دست و پا میزدی که زود باش زود باش اینم عکسهای میل کردن حریره بادام روشا گل گلی و این هم آخر و عاقبت مادر ناشی و روشا خانومی که میخواد در غذا خوردن کمک کنه نوش جوووووووووووووووووووووووونت حالا دیگه ما باید تشریف ببریم حموم   ...
16 مرداد 1391