ادامه خرابکاری های روشا
روشا جونم از دو روز پیش که آمار خرابکاریهاتو نوشتم انگاری بهت برخورده و داری آمارشو بالا میبری دیروز صبح تو آشپزخونه مشغول کار بودم شما هم مثل همیشه پیشه من و یکدفعه سیم ساندویج ساز رو گرفتی و از روی کابینت کشیدی و انداختی رو سرامیک و وقتی اومدم سراغش با این صحنه مواجه شدم خدا حافظ ساندویج و شب هم برای شام رفتیم خونه مامان جون که دایی داشت باهات بازی میکرد و مینداختت بالا و شما هم با پاره کردن زنجیبر تو گردنش ابراز خوشحالی کردی و بعد از شام هم مامان جون سفره شام رو داشت تمیز میکرد که شما یک سمته سفره رو گرفتی شما بکش مامان جون بکش آخر سر هم شما با دندونت پاره کردی و بعدشم همه مشغول خودمون بودیم ...
نویسنده :
آتنا مامانیه روشا یدونه
9:26








